تبليغاتX
نشریه حیات شماره 3و4

نشریه حیات شماره 3و4

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 15:6  توسط شورای سردبیری  | 

 

احسان بابايي

1_ اگر منظور از فقرزدايي، اقداماتي همانند آن است که در متن بالا خوانده شد؛ مرور بر روزنامه‌هاي قبل از انقلاب نشان مي‌دهد دربار پهلوي هم چندان بيگانه از اين اقدامات نبوده است. اسامي، نشان مي‌دهد آنها هم سازمانهايي همچون کميتة امداد و خدماتي مانند آن داشته‌اند. جمعيت خيرية ثريا پهلوي، سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي، آموزشگاه پرستاري اشرف پهلوي و ...

2_ فقرزدايي به شيوة ياد شده، فقط درد فقرا را تسکين نمي‌بخشد. درد وجدان را نيز کاهش مي‌دهد. وجدان بعضي آدم‌ها توقع زيادي ندارد. با بخشيدن چند قلم و دفتر در جشن عاطفه‌ها آرام مي‌گيرد!! بعضي آدم‌ها هم هستند که سلامتي خود را مديون صندوق‌هاي صدقه مي‌دانند. اين صندوق‌ها کارکرد تربيتي هم دارند. اگر از بچه‌هاي اينگونه خانواده‌ها در مورد اينکه چرا در جامعة ما فقير وجود دارد بپرسيم، يکي از جوابها احتمالاً اين است: "براي اينکه به آنها صدقه مي‌دهيم تا خداوند به ما سلامتي بدهد" و اينکه "اگر اين فقرا نباشند، آدم‌ها، همه، مريض مي‌شوند.

3_ و البته هستند افرادي که واقعاً به اينگونه فعاليتها، شرکت در جشن عاطفه‌ها و پرداخت دية زنداني‌ها و کمک به اينگونه صندوق‌ها، مثل اداي دين نگاه مي‌کنند. کمک به همنوعان را "وظيفة" خود مي‌شمارند. هستند کساني که از کنار انسان آنگونه عبور نمي‌کنند که ما از کنار چوب و سنگ عبور مي‌کنيم. "فرد" اگر اينگونه باشد، وظيفة انساني خود را عمل کرده است. اشکال در فقرزدايي آنگاه رخ مي‌دهد که "جامعه" و "حکومت" نيز وظايف خود را همچون وظايف فرد بداند.

4_ از جمله آثار استاد مطهري کتاب "جامعه و تاريخ" است. استاد در اين کتاب به دنبال تبيين اين حقيقت است که هم فرد و هم جامعه از وجود حقيقي برخوردارند. اينکه فرد از وجودي اصيل برخوردار است، چندان محل اختلاف نيست. اما در مورد اينکه در کنار فرد، جامعه هم وجود دارد، ترديد مي‌ورزند. اغراق نيست اگر گفته شود در انديشه و عمل ما مقدار غفلت از عدالت اجتماعي با اندازة ترديد در مورد وجود جامعه برابري مي‌کند. و بلکه غفلت از عدالت ناشي از غفلت از وجود جامعه و لوازم آن است.

5- منظور از جامعه، جمع عددي "افراد" نيست. اينکه چند نفر گرد هم جمع شوند براي تشکيل جامعه کافي نيست. جامعه يعني "شبکه" يعني "ساختار"ي که افراد در درون آن به فعاليت مي‌پردازند. يعني افراد به علاوه "روابط" بين آنها. جامعه يعني "محيط" که افراد را دربر مي‌گيرد.

با درنظر گرفتن وجود جامعه، معيار ديني بودن جامعه اين نيست که افراد حاضر در آن ديندار و مسلمان باشند، بلکه جامعه هم بايد ديني و مسلمان باشد. يعني روابط، ساختار و قوانين نيز بايد بر اساس دين شکل بگيرد.

6- گاهي گفته مي‌شود جامعة ما ديني‌تر شده است چرا که امسال افراد بيشتري در مراسم اعتکاف شرکت داشته‌اند. امسال ماه رمضان، جمعيت بيشتري را در مساجد شاهد بوده‌ايم. ميزان حافظان و قاريان قرآن بيشتر شده است. اين امور حداکثر قرينه‌هايي براي ديني‌تر شدن افراد به شمار مي‌آيد.

متأسفانه معيارهاي ارزيابي ما از ميزان ديني بودن جامعه فردگرايانه(1) است. ديني بودن جامعه را بايد با معيارهاي ديگري ارزيابي کرد. ما تنها در مورد افراد سخن مي‌گوييم و از جامعه غفلت مي‌ورزيم. به همين دليل هيچگاه در ارزيابي در مورد ديني بودن جامعه از ارتقاي امنيت اجتماعي، از ميزان توجه به شايسته‌سالاري، کاهش يافتن شکاف اقتصادي و از کارآمدي نهادهاي اجتماعي سخن گفته نمي‌شود.

7_ اولين قرباني فردگرايي در انديشه نادرست ديني، عدالت است که آنرا بعد از اصل توحيد مهمترين اصل‌ديني مي‌شماريم. عدالت اجتماعي وصف فرد نيست، وصف جامعه است. يعني وصف روابط، شبکه و ساختار اجتماعي. عدالت اجتماعي وصف فرد نيست، وصف قانون است. اگر مفهوم جامعه و لوازم آن مورد غفلت قرار گيرد، مباني نظري عدالت اجتماعي بر باد مي‌رود. به همين دليل در عمل نيز دچار مشکل مي‌شويم. با غفلت از مفهوم جامعه و لوازم آن، عدالت مبهم باقي مي‌ماند و براي تحقق عدالت به اشتباه، راهکارهاي فردگرايانه در دستور کار قرار مي‌گيرد.(2)

8- گفتيم که اشکال در عرصة فقرزدايي آنگاه رخ مي‌دهد که حکومت که نماد و نمايندة جامعه است، همچون فرد عمل کند و وظايف خود را همچون وظاطف فرد بداند و بخواهد وظيفة افراد را نيز به دوش بگيرد. "جود" و "انفاق" کار حکومت نيست و اقدام حکومت به آن ضدعدالت است و قابل تحسين نيست. حرکت در جهت عدالت ساز و کاري ديگر مي‌طلبد.

فقر را نيز بايد در متن جامعه و علل آنرا در چگونگي روابط و ساختارهاي اجتماعي بايد جستجو کرد. فقر پديده‌اي فردي نيست که بتوان با انفاق و جود به درمان آن اميد بست. فقر پديده‌اي اجتماعي است. بايد از روابطي که آنرا پديد مي‌آورد سؤال کرد.

با صراحت و با قاطعيت بايد از اين تعبير دفاع کرد که "فقير حاشيه‌نشين است" و بايد در حاشيه باقي بماند. در تحقيقات اجتماعي و مطالعات اقتصادي و برنامه‌ريزي‌ها و سياستگذاري‌ها نيز فقر و فقرزدايي را بايد در حاشيه مطرح کرد.

اصل "نظام" سرمايه‌داري است. اصل "روابط" سرمايه مدارانه است. اصل "ساختار"هاي ناعادلانه است.

 


پاورقي‌ها:

1_ توجه به اين نکته ضروري است که فردگرايي مورد بحث با فردگرايي مطرح در انديشة غربي فقط در لفظ مشترک است.

2_ قصد ما اشاره‌اي به يک آسيب فکري است که مانع تحليل درست عدالت اجتماعي و دستيابي به شيوه‌هاي درست عدالت خواهانه است و نه فقط عملکرد دولت کنوني، بلکه همة دولتهاي پس از انقلاب را از اين منظر قابل نقد مي‌دانيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:35  توسط شورای سردبیری  | 

عطاءا... بيگدلي

  

 آيا احمدي نژاد از فلسفه اجتماعي و برنامه اي مدون و مبتني بر مباني فکري خود بهره مي برد؟ آيا مديران او منطبق بر او حرکت مي کنند؟ آيا اصولاً خود او مي داند که از فرهنگ و اقتصاد و سياست چه مي خواهد؟ و «حرف هاي خوب» و کليات انقلابي او چگونه در عمل، در لباس نهاد و نظم آراسته مي شود؟ جامعه مطلوب احمدي نژاد چه شکل و ترکيبي دارد، جايگاه عقل و افتصاد و علم مدرن و تکنيک جديد در آن چيست و اين مؤلفه ها چه نسبتي با فقر و عدل و عقل الهي دارد؟ نسبت آن جامعه با آنچه مدرن است، چيست و اگر سخن از اخذ و استفاده است، مکانيسم و نظام اين اخذ و هضم کدام است و اگر طرد است نظام طرد و اکل ميته چيست؟ ... و آيا احمدي نژاد يک جريان است، يک رويکرد است؟ يک واقعه جديد است؟ يا او «اوست» تنها و زودگذر، و همراه تأثيرات سطحي؟

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:33  توسط شورای سردبیری  | 

 عمار خسروجردي

 

 يكي از مباحثي كه متا سفانه مجامع علمي ما توجه چنداني به آن ندارند پديده‌‌‌‌‌ي مذموم فقر است. پديده اي كه

ابعاد زيادي دارد. ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي اين پديده، بسيار پيچيده ومرتبط با هم هستند وخود اين پيچيدگي‌ها، تحليل پديده‌‌‌‌‌ي فقر را بسيار مشكل كرده است.

متاسفانه علي رغم اينكه مباحث زيادي در ادبيات اقتصادي جهان در زمينه فقر مطرح شده است و شاخه اي به نام اقتصاد فقر نيز به وجود آمده است، هنوز هم بسياري از اين مباحث به كشور ما راه نيافته و فقدان گرايشي به نام اقتصاد فقر در ميان گرايشهاي موجود علم اقتصاد در دانشكده‌هاي اقتصاد ما بسيار مشهود است.

اين مقاله برگرفته از ديدگاه‌هاي استاد محترم، دكتر درخشان است كه در عبارت زير خلاصه ميشود:  «اقتصاد زماني رونق مي گيرد  كه بنا و توجه اصلي خود را بر حل معضلات محرومين قرار دهد و ايشان را محور اصلي بحث‌هاي خود قرار دهد.» اين ديدگاه نيازمند تحليل‌هاي علمي بسياري است و مبناي اين نگاه نيز ادبيات ديني ما و انديشه‌‌‌‌‌ي حضرت امام (ره) است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:31  توسط شورای سردبیری  | 

تنظيم: سيد حميد حسيني يزدي

 

  

محمد عطريانفر  :حل مشکل در افزايش سرعت رشد اقتصادي است

سعيد ليلاز : همه بايد داراي "فرصت برابر" باشند

دکتر فرشاد مؤمني : بايد علم را فصل الخطاب تصميم گيري‌ها کرد

سيدمصطفي تاج زاده : از تجربه دوره اصلاحات بايد استفاده کرد

مصباحي مقدم : زکات و خمس بايد قانوني شوند

دکتر محمدصادق کوشکي: دغدغه نداريم...

محمدرضا خباز : اقتصادمان عدالت محور نيست

عليرضا خدابخشي: فقر مطلق تريبون ندارد !

حجه الاسلام کشوری: دروغ کارشناسی بزرگ!

مرکز مطالعات تکنولژی دانشگاه علم و صنعت:گرانی مسکن حاصل سياست دولت گذشته در بخش زمين و وام است  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:29  توسط شورای سردبیری  | 

گفتگو از  رضا رضوي

 

ايده ‌مصاحبه با كسي كه زماني خود فقر شديد را تجربه كرده، و از سوي ديگر سالياني نيز در عرصه مسئوليت‌هاي اجرايي وسياست‌گذاري حضور داشته است ما را به مصاحبه با مرتضي الويري كشاند. كسي به گفته خودش(وقتي كه مي‌فهمد امام صادقي هستيم) اولين مسئوليتش در جمهوري اسلامي همكاري با آيت‌الله مهدوي‌كني در كميته بوده است و بعدها عضويت در هيات رئيسه مجلس، رياست مناطق آزاد تجاري و مسئوليت شهرداري تهران را نيز تجربه مي‌كند.

 

این جا بود که من و مادر بزرگم مجبور بودیم بشدت صرفه جویی کنیم تا به پدرم فشار کمتری وارد بیاید . مثلأ مادر بزرگم  یک بادنجان و یک نان سنگک می خريد که بخشی از آن ‏را در وقت ناهار می خوردیم و بخش دیگرش را در وقت شام . یا ‏وقتی پلو درست می کرد  مقداری لبو هم می پخت و آن را با بلو می‌خوردیم زیرا نمی توانستیم گوشت بخریم . خدا رحمتش کند . با لبی خندان در توجیه خوردن برنج با لبو می گفت : «ننه جان ! اتاق که نیه ، طویله ای تالاره_گوشت که نیه، چغندری سالاره».

خاطرات مرتضي الويري،انتشارات سوره‌مهر

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:28  توسط شورای سردبیری  | 

پيام صادقي

 

از زمان چاپ‌ کتاب آدام اسميت که تحقيقي پيرامون علل ثروت‌ ملل بود، تا کنون کتابها و مطالعات گوناگوني پيرامون روي ديگر ثروت يعني فقر نگاشته شده است که به بررسي ماهيت و علت اين امر پرداخته‌اند. شايد در اين ميان نام دو دانشمند مشهورتر از ديگران باشد. مالتوس و مارکس. مالتوس که در تقسيم بنديهاي تاريخ عقايد اقتصادي، جزء بدبينان سنت کلاسيک اقتصاد طبقه‌بندي مي‌شود، علاوه بر پيش بيني آينده‌اي نه چندان خوشايند براي بشريت، به خاطر تبيين علت فقر مردمان نيز جزو پيشگامان است. البته شايد او با بيان اين امرکه بدبختي مردمان از ناحية زيادي جمعيت ايشان است و عامل مهم در اين امر، توالد و تناسل فقرا در اثر شرايط خوب اقتصادي است، بزرگترين خدمت‌ها (در توجيه پديده فقر) به نظام سرمايه‌داري کرده باشد. نظري که بعدها ريکاردو، سي و ميل نيز با جرح و تعديل‌هايي آنرا پذيرفته و تئوريزه کردند و حاصل کار نظري ايشان، باز گرداندن تمام علل و عوامل فقر به شخص فقير و ملل فقير بود و هيچ علت ديگري را به جز بي عرضگي، عدم آينده‌نگري و نقص‌هاي طبيعي فقيران نمي‌شناخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:26  توسط شورای سردبیری  | 

سخنراني علامه  محمد تقی جعفری(ره) در همايش فقر و فقرزدايي، اسفند69 دانشگاه امير كبير

 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم  بسم الله الرحمن الرحیم

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» (حدید آیه 25)

در گذرگاه حیات انسانها، دو پدیده فقر و غنا تاریخی بس کهن داشته، و با توجه به اهمیت حیات بسیار جدی و مورد توجه می باشند، زیرا مربوط به خود حیات بوده و از عوارض آن محسوب نمی شوند.هر اندازه آگاهی انسان بیشتر شود، بر جان او افزوده شده، و جان او ریشه دارتر می گردد؛ و همچنین هر اندازه نیاز مادی انسان بیشتر شود در حیات او نقص و به میزان رفع نیاز، سیر و حرکت در جهت کمال اتفاق می افتد.

مسئله فقر از حدود و دایره احساسات و عواطف برتر بوده و بر این اساس کسانی که تنها، با تکیه بر یک سری مسائل عاطفی زودگذر قصد اقدام برای فقرزدایی را داشته باشند بر موضوع آگاهی ندارند.

آیه شریفه ای که لحظاتی قبل قرائت شد و نیز آیات فراوان دیگر، هدف از بعثت انبیاء را اقامه قسط و عدل در جوامع بشری معرفی می کند. حضرت امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ای می فرماید : ((و واتر علیهم انبیاء لیثیروا فیهم دفائن عقولهم)) خداوند برای اجرای هدفهایی و از آن جمله برانگیختن نهادهای مخفی مغز انسانها، پیامبران را پشت سرهم فرستاد تا آنچه در عقل و در کارگاه بزرگ مغز دارند را به فعالیت بیندازند. ((و معایش تحییهم))، معاشی که آنان را احیاء نماید.یعنی بدون نظم معاش، جامعه مرده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:26  توسط شورای سردبیری  | 

 

« ... روزهايي داشتيم که صبح‌ها مي‌رفتم سه تا نان سنگک مي‌گرفتم. يکي به دو قران و دوشاهي و مي‌آوردم خانه؛ مادرم يکي يکي تا مي‌کرد و مي‌گذاشت توي دولاب و درش را قفل مي‌کرد. بعد که سر سفره مي‌نشستيم، قفل را باز مي‌کرد و يکي از نانها سهميه مان بود که پنج نفري با کمي چاشني پنير _اگر بود_ مي‌خورديم و يا نان خالي با چاي؛ که اگر هوس سير شدن به سر يکي‌مان مي‌زد، سرش به در بسته مي‌خورد تا شام را گرسنگي نخورد و ديگر اعضاي خانواده هم ...

نه کفشي، نه کلاهي؛ شلوارم را به جاي کش با نخ مي‌بستم و پاره _ پوره هاي کفش مانندي را بدون جوراب پايم مي‌کردم و راهي مي‌شدم. زمستان که يک متر برف مي‌گذاشت روي زمين، از روي همان پاره پوره‌هاي نايلون و پلاستيک مي‌کشيديم که پاهايم يخ نکند... يکي از خواهرهايم را شوهر داديم و شديم چهار نفر و آن وقت خانه‌مان را هم عوض کرديم و در "سرچشمه" خانه‌‌اي خريديم با يک اتاق و يک دهليز و يک دستشويي (کلاً 34 مترمربع) و رياضت و فلاکتمان را که تهمت زندگي کردن رويش بود ادامه داديم...»(1)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:25  توسط شورای سردبیری  | 

محمد صالح مفتاح

 

در یک بررسی کاملاً کلاسیک و آکادمیک، رسانه‌های سایبر «فقرا را کاملاً طرد و حذف خواهند کرد و آن‌چه بر اینترنت حاکم است، استفاده‌ی جامعه از آن نیست. بلکه مکانیزم بازار است.» (دکتر حمید ضیائی‌پرور-خردنامه‌ی همشهری-شماره 20-آبان 86) این نظر که در نگاه اول هم بسیار به حقیقت نزدیک می‌شود، تا حدی که تصور جمع میان این دو مفهوم همچون دو نقیض است و محال. اما آیا شکل دیگری هم می‌توان برای آن تصور کرد؟

بشاگرد و اینترنت

روزهای آخر دولت خاتمی که خبری مهم، اینترنت را با محرومین پیوند داد. رئیس‌جمهور در سفر به بشاگرد، از اتصال این منطقه به اینترنت خبر داد. بسیاری از دانشجویان عدالتخواه و نیز وبلاگ‌نویسان این خبر را پوشش دادند و آن را منتشر کردند. بسیاری آن را تبلیغاتی خواندند و بعضی دیگر هم با انتقاد از دولت، خواستار توجه به مسائل اساسی تر مردم محروم این منطقه شدند. ولی هرچه بود، نتیجه‌اش ساده بود: بشاگرد هم اینترنتی شد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:24  توسط شورای سردبیری  | 

 

علي بهادري

 «يا ايها الذين آمنوا هل ادلکم علي تجاره تنجيکم من عذاب اليم تومنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خير لکم ان کنتم تعلمون»

اگر تفسير موسعي از عذاب اليم داشته باشيم و به اين بينش رسيده باشيم که رذايل اخلاقي چون کبر و غرور و خشم و شهوت که به آن گرفتاريم نيز از جلوه هاي عذاب و نوعي جهنم است که گريبانگير ما شده، آنگاه ارزش کريمه فوق، در درمان دردهاي مزمن و کهنه ما آشکار مي شود.

براي درمان مرضها و حرکت به سمت خدا در کنار ايمان به خدا و رسولش(ص)، جهاد با جان و مال لازم است. خدمت به خلق که به گفته حضرت امام (ره) «خدمت به خداست»، اکسيري است که مس وجود بسياري از اهل معرفت را طلا کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:23  توسط شورای سردبیری  | 

فقر و دانشگاه امام صادق (ع)

اين نوشته، پژوهشي ميداني است که با بيان آمار، ميزان حساسيت دانشگاه امام صادق(ع) را در رابطه با مسئله فقر بيان مي‌کند.

در بين 34533 عنوان کتاب فارسي که در دانشگاه امام صادق موجود است، تعداد 55 عنوان با موضوع فقر مي‌باشد. همچنين از بين 747 پايان‌نامه‌اي که در اين دانشگاه موجود است، فقط 4 پايان‌نامه با موضوع فقر نگاشته شده است که از اين 4 عنوان، 2 پايان‌نامه مربوط به دانشکدة معارف اسلامي و اقتصاد و 2 پايان‌نامه نيز مربوط به دانشکده معارف اسلامي وعلوم سياسي و معارف اسلامي و الهيات مي‌باشد که در ادامه بصورت مختصر به پايان‌نامه‌ها مي‌پردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:13  توسط شورای سردبیری  | 

 اميرحسين ذوالانواري

تلويزيون به عنوان يکي از مهمترين بسترهاي الگودهنده جامعه، و شايد به تعبير کامل‌تر امام راحل(ره) به عنوان «دانشگاه سراسري»، نقش مهمي در تأثيرگذاري بر افکار و رفتار مخاطبان خود دارد. شکي نيست که اين «جعبه جادويي» که عمده‌ترين اوقات فراغت و ذهن و زندگي مردم را تحت تأثير خود قرار داده، نقش بارزي نيز در تبيين و ترسيم مصاديق اسوه‌ها و الگوهاي مثبت و منفي و تبليغ و ترويج مصرف کالاها و کشاندن جامعه بسوي تجمل‌گرايي و ثروت‌اندوزي و نهادينه سازي هنجارهاي مذموم ايفا مي‌نمايد. نکته بسيار مهم در پرداختن به اين مقوله، قدرت تأثيرگذاري شگرف رسانه ملي در ميان نسل جوان است و اين خطرخيز بودن فرآيند فعاليت‌هاي نامطلوب و هدايت نشده تلويزيون را بيش از پيش، گوشزد مي‌نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:12  توسط شورای سردبیری  | 

استاد محمد رضا حكيمي

در تعاليم معصومان فقر و بقاي آن در ميان مردم، به ظلم‌هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي نسبت داده شده است، و نيازمندي نيازمندان و فقر فقيران، معلول گناه و جنايت توانگران به شمار آمده است.

پيامبر اكرم «ص»:إنُ اللهَ جُعُل أرزاقُ الفقراءِ في أموالِ الأغنياء، فإن جاعُوا و عُرُوا فبِذَنبِ الأغنياء» -خدا روزي (و لباس و خانه و ...) بينوايان و كمبود داران را در اموال و دارايي ثروتمندان قرار داده است؛ پس اگر گرسنه و برهنه ماندند، در اثر گناه ثروتمندان است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:11  توسط شورای سردبیری  | 

حميدرضا مقصودي

به نظر مي‌رسد از مهمترين وظايف قشر دانشجو در مبحث خدمت رساني‌، جهادگري به نحوي است که ازحيثيت دانشجو بودن او بيشترين استفاده به عمل ‌آيد. اما چطور مي‌توان از اين حيثيت، در جهت خدمت‌رساني به مردم مستضعف مناطق محروم استفاده کرد؟ دانشجويي که بيش از 12 سال پشت نيمکت‌هاي درس نشسته و کتاب‌هاي گوناگون را مطالعه کرده و به مرحله اي از تخصص رسيده، چه‌طور بايد از يافته‌هاي خود استفاده کند؟

با نگاهي اجمالي به مناطق محروم کشور، مي‌توان اين نکته را دريافت که بخش عمده‌ي اين مناطق، در وضعيتي قرار گرفته اند که علم و تحقيق و تفکر و پژوهش در زندگي ‌مردم، نقش بسيار کم رنگي را بازي مي‌کند و مي‌توان مهمترين و مبنايي‌ترين محروميت و موجب اصلي ساير محروميت‌ها را محروميت علمي و فکري ‌دانست؛ چراکه بسياري از مشکلات موجود در اين مناطق را مي‌توان با ارائه‌ي راهکارهايي بسيار ساده و اجمالي که حاصل اندکي‌ آشنايي با منابع علمي و پژوهشي ‌است، مرتفع نمود و به جرات مي‌توان گفت با جبران اين نوع محروميت، ميتوان اين مناطق را از محروميت خارج ساخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:10  توسط شورای سردبیری  | 

سيدمحمدرضا رضي

صداي چکش ها و ميخ‌ها گوش‌ها را کر مي‌كند. کارگران مشغول کارند. آقا شما!... آن ميخ را آنجا بزن! مواظب خودت باش! آن تخته چوب را اشتباه نصب نکني‌ها!

 کشتي کم کم داشت مراحل اوليه‌اش را طي مي‌کرد. نوح (ع) عرق‌هاي پيشانيش را با دستش پاک کرد. کار کردن براي پيرمردي در آن سن و سال سخت مي‌نمود. نوح سرش را بالا آورد. دوباره پيدايشان شده بود. اما نوح گوشش به حرف آنها بدهکار نبود. خودش را جمع و جور کرد و يواشکي به همراهانش روحيه ‌داد: "کم نياوريد. خدا با ماست. نکند تحت تأثير ريشخندهايشان قرار بگيريد. بچه‌ها! ما پيروزيم. ما ابرقدرت ها را به خاک ذلت مي‌کشيم. ما پوزه مستكبران را به خاک مي‌ماليم. ما صداي مرگ بر امريكا را از ناقوسهاي كليساهاي جهان به صدا در خواهيم آورد. ما سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهيم كرد"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:9  توسط شورای سردبیری  | 

محمدحسین شهريارپور

 

بسم الله و بالله و في سبيل الله و علي مله رسول الله لااله الاالله و لاحول و لا قوه الابالله العلي العظيم حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولي و نعم النصير افوض امري الي الله ان الله بصيرٌ بالعباد و توکلت علي الله ماشاءالله و لا قوه الا بالله العلي العظيم.

آسمان مي‌گريد و زمين و زمان و در و ديوار، به همراهي مي‌بارند. اگر تمييز دقت کني، صداي سرد و نازک سين از بارش باران و همخواني برگها و صداي باء و لام جلاله از چکيدن قطره‌ها و حاء عربي و (ه) لطيفي از هوا و باد و نون و الف از همه جا مي‌آيد، سبحان‌الله. الله هم که ظاهر مخفي است. در چنين فضايي دوست داري تو هم حاء عربي که در چشم ترين حرف اين کلام است تکرار کني تا نفس تو نيز در اين فضا نقش بندد. دستان خشکيده درختان را مي‌بيني که مي‌گريند و به سمت آسمان درازند. تمام هستي و رموز آن هم‌صدا تسبيح مي‌گويند. اگر چشم باز کني مي‌بيني که چه روشن است. باطن را با طبيعت يکي مي‌کني و تسبيح مي‌گويي اگر شاکر و برگشت کننده باشيم

اما باران مطهري که همه جا را تطهير مي‌کرد و تميز ديگر پاکيزه نيست، باران پاک نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:8  توسط شورای سردبیری  | 

محمد کازرانی

 

«اگر انفاق باشد فقر نیست و اگر فقر نباشد فساد نیست»

یادش بخیر... دوم دبیرستان، زنگ اقتصاد. مبحث درس این بود : «کالاهای ضروری و غیر ضروری». معلم داشت این مبحث را توضیح می داد و همین طور پشت سر هم، مثال می زد: کالاهای ضروری مثل خوراک، پوشاک، مسکن و کالاهای غیر ضروری مثل مبل، تخت خواب، دراور و ...

از مدرسه که باز می گشتم، همه چیز را به این دید نگاه می کردم: این آقا چرا 206 سوار شده؟ این یکی چرا سوار بنز شده؟ مگه کار همه ی اینها با یک پیکان راه نمی افتد؟ و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:8  توسط شورای سردبیری  | 

! محمد رستم پور

 

آقا ولمان کنید اصلاً! بالکل بی خیال ما بشوید! اصلاً می دانید چیست؟ ما دیگر نمی خواهیم فریاد بکشیم! ما دیگر نمی خواهیم ناراحت بشویم! ما دیگر نمی خواهیم شور بزنیم! ما دیگر نمی خواهیم جنبنده ی دانشجویی باشیم! مگر دانشجو مرده که آن را بتکانیم یا بجنبانیمش؟ ما خسته ایم برادر ارزشی! مگر ما چه قدر توان داریم که مهر زمخت و کج و کوله ی کمیته ی انضباطی را پای برگه های تعهد نامه ای ببینیم که خود با دست خط لرزان و خرچنگ قورباغه ای مان نوشته ایم که آقا اجازه! ما رسماً و علناً و کتباً و شفاهاً اعلام می کنیم که غلط کردیم !

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:5  توسط شورای سردبیری  | 

بمرد کودکی از گشنگی خیالی نیست

پر است این شکم ما دگر بلایی نیست

پراست عالم از این غصه های خوردن ها

برای مردی و مردانگی مجالی نیست

پر است اشک یتیمان در این زمانه ی درد

که داد خواه عدالت در این حوالی نیست

بگو که فایده اش چیست گفتن از لب یار

در این زمانه ی پر غم که حرف لیلی نیست

زمین اگرچه ز فقر و فساد لبریز است

هنوز جان من از بوی یاس خالی نیست

هادي مسعودي

 

 

 

 

خبر رسید که پاییز رو به پایان است

چه دلخوشید؟ ... که این اول زمستان است!

تو ای خزان زده جنگل! مخوان سرود سرور

صبور باش که فصل درخت سوزان است

نبود و نیست مرا همدمی، که این جنگل

نه جنگل است، که انبوه تک درختان است

چه گریه ها که نکردند ابرها تا صبح

به پشت گرمی این غم که ماه پنهان است

هوای هیچ دلی پرس و جوی دریا نیست

مدار پرسه این جوی ها خیابان است!

محمدمهدي سيار

 

 

 

 

غیر از کمین تازه نیرنگ نشمارید

رنگین کمان صلح را جز رنگ، نشمارید

ما را خبرهایی است، پیش رو خطرهایی است

آن خاطرات پشت سر را «جنگ» نشمارید

سنگی برای «رمی» از آن تسبیح برگیرید

نام خدا را سنگ روی سنگ نشمارید

خود، حلقه دار است این زنجیره تکرار

تکرارها را باز چون آونگ، نشمارید

فرجام ما «سیرمن الحق الی الخلق» است

برگشتن فواره ها را ننگ نشمارید

محمد مهدي سيار

 

 

 

 

از فقر و ناتوانی و تبعیض شاکی ام

از درد و رنج مردم بی چیز شاکی ام

از مردم منافق و خون خوار و گرگ خو

در پوشش عبادت و پرهیز شاکی ام

از او که از بلندی و بر برج های کبر

دیده است این و آن همه را ریز شاکی ام

صبرم از آن که کاسه ی مردم شود تهی

در حلق ناکسان، شده لبریز، شاکی ام

من در دیار دشت پر از لاله بوده ام

از زردی پیاپي پائیز شاکی ام

شاید دو چشم من همه را تار دیده است

از اشک های خونی خود نیز شاکی ام

سيد حسين رضوي

 

 

 

 

خوب شد او رفت و بعد از او جهان تغییر کرد

حال، راحت می شود شیعه شد و تزویر کرد

می شود روی دل خون ضعیفان پا گذاشت

می توان فرعون را در جنگ موسی شیر کرد

زندگی، کوتاه و عیش آن، فروان است هان!

هرچه می خواهی به کف آور، نباید دیر کرد

در جهانی که همه، هم را چپاول می کنند

جز شکم چیز دگر را کی توان تدبیر کرد

آه اینجا معرفت، احسان، عدالت، هیچ یک!

فکر هامان را نباید بی خودی درگیر کرد

یک پدر با دست خالی، بر لبش این زمزمه است

«می شود با لقه نانی کودکی را سیر کرد»

نزد ما، مردم! ، عدالت هست تنها واژه ای!

می توان این واژه را با صد روش تفسیر کرد

شیعیان! این کارها، خار است در چشم علی

شیعه! آری شیعه اش گویا علی را پیر کرد

سيد حسين رضوي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:4  توسط شورای سردبیری  | 

ما در اسلام دو تا بسيج داريم که تعبير قرآن «نَفر» است. يکي نفر نظامي و يکي نفر علمي. که هر دو هم لازم است. در مواقع عادي تقسيم مي‌شوند. يک عده به عنوان واجب کفايي مي‌روند دنبال علم. يک عده هم به عنوان واجب کفايي مي‌روند دنبال مسائل نظامي. قرآن مسائل علمي را به خصوص تعبير کرده: «و لو لا نفر من کل فرقه منکم طائفه». تعبير ابتدايي قرآن اين است که يک جمعيتي، يک جمعي، يا يک طايفه‌اي از هر قومي از هر گروهي از هر شهري بايد بسيج شود براي مسائل علمي، تفقه در دين ياد بگيرند. تفقه هم معنايش اين است: عميق چيزها را ياد گرفتن و اين علم، اين علم دين براي همه واجب است. واجب عيني است در حد مسائل مبتلابه، چه در حد اعتقادات، چه حدود احکام... بايد ياد بگيرند. هر کسي در حد نياز ابتدايي خودش. اما آنچه که واجب کفايي است براي يک عده‌اي به نام طايفه، آن تفقه است يعني مسائل ديني را عميقاً ياد گرفتن. يعني معلم شدن، نه فقط متعلّم بودن؛ در حد معلم شدن، به ديگران ياد دادن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:2  توسط شورای سردبیری  | 

سعید ساسانیان

هر انقلابی با توجه به مقتضای تحولات صورت گرفته و مبانی آن، تئوریسین هایی را در چنته دارد که سعی در تبیین و واکاوی علل و آرمان های انقلاب دارند. انقلاب اسلامی ایران نیز از وجود افرادی چون شهيد مطهری و شهيد بهشتی بعنوان اصلی ترین تبیین کنندگان ویژگی های نظام اسلامی، قبل و بعد از انقلاب بهره برد که اینان خود، پروانه ای بودند برگرد شمع وجود حضرت روح الله (ره). اما جدای از این افراد، بودند افرادی سنی مذهب و غیر ایرانی که نه تنها پیام اصلی انقلاب را درک کردند، که در پرده برداری از علل این تحول بزرگ، در خارج از کشور، تلاش فراوانی نمودند. اینان به درستی درک کرده بودند که می توان با تجمع و اتحاد حول محورهای مشترک تشیع و تسنن، اسلام خواهی را در میان نعره های استکبار جهانی فریاد زد.

مرحوم دکتر کلیم صدیقی، یکی از این افراد است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:1  توسط شورای سردبیری  | 

 

حجه الاسلام والمسلمين پيروزمند

 

جنبش نرم‌افزاري وتوليد علم به چه معناست و چه سطوحي دارد؟ پاسخ به اين سؤال نيازمند پاسخ گفتن به سؤال بنيادي ديگري است: الگوي اداره جوامع مدرن براساس اسلام، چيست؟ بسته به تلقي‌هاي مختلف از دين و معرفت ديني از يکسو و مدرنيسم و محصولات آن مانند علم مدرن و تکنولوژي از سوي ديگر، پاسخ اين سؤال متفاوت است. به بررسي نظرهاي موجود در اين زمينه مي‌پرازيم :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:0  توسط شورای سردبیری  | 

سعيد مسعودي پور

 

بي‌ترديد يکي از برجسته‌ترين وقايع پس از انقلاب اسلامي، تسخير لانه جاسوسي آمريکاست. حرکتي انقلابي که توسط جمعي از دانشجويان پيرو خط امام(ره) صورت گرفت و هيچ گاه از تاريخ پر افتخار انقلاب حذف نخواهد شد. اين حرکت، نشان از فهم عميق و درک صحيح جوانان مؤمن و انقلابي از شرايط و تحولات داخلي و خارجي دارد. آنان با درک سخنان امام فرزانة خود، به صورت کاملاً خودجوش و بدون هيچ گونه سازمان‌دهي بيروني به اقدامي دست زدند که منافع بسياري را براي ايران به همراه داشت.

عظمت و اهميت حرکت دانشجويان در 13 آبان 58 به قدري زياد است که حضرت امام(ره) از آن با نام "انقلاب دوم" ياد کردند. انقلابي که انقلابيون آن نه اسلحه داشتند و نه خون کسي را بر زمين ريختند. بلکه بدون درگيري و زد و خورد سفارت آمريکا را تسخير کردند و به جهانيان چهرة فاسد دولت آمريکا را نشان دادند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:59  توسط شورای سردبیری  | 

محمد شربتيان

 

سابقه مراودات و ارتباط کشور ما با روسيه، به گذشته‌اي دور برمي‌گردد و يادآور تمدن کهن هر دو کشور است. بي شک نگاه و تحليل روابط کنوني ايران و روسيه بدون بررسي سابقه روابط بين دو کشور، ناديده گرفتن تجربيات و قدم نهادن در مسيري ناصواب است.

هر چند مرور و واکاوي ارتباطات پر فراز و نشيب اين دو همسايه ديرين در مجال کوتاه ممکن نمي‌‌نماياند، ولي نگرشي عمومي و گذرا به اين روابط، ضروري نشان مي‌دهد. نگاه کلي به گذشته ايران و روسيه خصوصاً در دو سده اخير، حکايت از تنش‌ها و جنگ‌هاي فراوان همراه با چند مورد موافقت‌نامه که در آنها هم نقاب لبخند، چهره عبوس دو کشور را به روي هم پوشانده بود، دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:58  توسط شورای سردبیری  | 

علي‌اکبر _ س

 

خيلي دوست داشتم در تجمع جلوي قوه قضاييه شرکت کنم؛ چون حدود 2 هفته به عقب انداخته شده بود و سر پرونده موسويان هم حسابي عصباني شده بودم. خلاصه يکشنبه 18 آذر فرا رسيد. جنگي نهار را خوردم و حدود ساعت 5/2 رسيدم جلوي کاخ دادگستري. کمي صبر کرديم تا بچه هاي دانشگاههاي ديگر (تهران، علامه، علم و صنعت، شريف، اصفهان، شيراز و...) هم برسند و بعد مراسم با تلاوت قرآن آغاز گرديد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:56  توسط شورای سردبیری  | 

مسلم نادعليزاده

 

چندي است كه گروهي از دانشجويان عزيز دانشگاه، در جهت احياي فرايض مهم "امر به معروف ونهي از منكر"، حركت جديدي را آغاز كرده اند. در اين رابطه لازم دانستم نكاتي چند را متذكر شوم كه اميدوارم براي هميشه مد نظر دوستان عزيز، قرار گيرد و خداوند، همه ي ما را در زمره ي آمرين به معروف و ناهين از منكر به درگاه خود بپذيرد.

1-   امر به معروف و نهي از منكر دو فريضه ي ديني هستند كه اقامه ي آنها همچون نماز و روزه و حج و جهاد، بر همه ي مسلمانان واجب است وليكن عمل به اين فرايض نيازمند مقدماتي است كه آشنايي با حقيقت دين و احكام و اهداف شريعت و آگاهي از اخلاق اسلامي و تخلق به آن، از جمله ي آنهاست. بدون در نظر گرفتن اين مقدمات، عمل به اين فريضه نه تنها بي نتيجه خواهد ماند بلكه چه بسا آثار و نتايج زيان باري را نيز در جامعه به بار خواهد آورد كه بر خردمندان پوشيده نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:55  توسط شورای سردبیری  | 

قیصر امین پور

 

ما حاشیه نشین هستیم.

مادرم می گوید : پدرت هم حاشیه نشین بود،

در حاشیه به دنیا آمد، در حاشیه جان کند، یعنی زندگی کرد و در حاشیه مرد.

من هم در حاشیه به دنیا آمده ام.

ولی نمی خواهم در حاشیه بمریم.

برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.

خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می کند، گاهی در حاشیه ی گریه، کمی هم می خندد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:54  توسط شورای سردبیری  | 

 علی اکبر- س

 ... تاريخش را يادم نيست. اما مي‌دانم که دوشنبه بود. بعد از نماز ظهر و عصر، پشت ميکروفون مسجد اعلام شد که امروز به خاطر برگزاري کنفرانس آناپوليس، تجمع اعتراض‌آميزي جلوي سفارت اردن برگزار مي‌شود و حتماً شرکت کنيد چرا که الآن، بزرگترين نهي از منکر امت‌هاي اسلامي، همين است. ما هم که از قبل مي‌خواستيم برويم، مصمم تر شديم که حتماً شرکت کنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:53  توسط شورای سردبیری  | 

امیررضا صفاريان

ناگهان همه چيز به هم مي‌خورد. طيفهاي بسيج، با هم مشکل دارند و نظرات هم را بر نمي‌تابند. به رسم ديرين، گروهي هفت قفل را زير سؤال مي‌برند و سخت انتقاد مي‌کنند و گروهي، دفاعي جانانه. هر چه بريده‌اند و دوخته‌اند، حاصلش اين است که اساسنامه را تغيير داده‌اند. آن هم از بالا! عده‌اي لذت برده‌اند در دفاع از حق و عده‌اي لذت برده‌اند در انجام مسئوليت! در هر صورت شوراي سردبيري تغيير خواهد کرد.

تا اينجا هيچ ربطي به تو نخواهد داشت. اما از وقتي درگير مي‌شوي که پيشنهاد سردبيري به تو هم مي‌شود. قبلاً تجربه داشته‌اي. چه در نوشتن و چه در سردبيري و چه کار اجرايي! ولي اشکال کار آنجاست که تو، ميوه شجر شجار دو گروهي! چه بايد کرد؟ به ياد دهة 60 خودت را فداي آرمان مي‌کني و با اجازة بزرگترت، بله را مي‌گويي و حُکمت مي‌خورد در تابلوي بسيج! آقاي سردبير ...

شرط و شروط مي‌گذاري و کلي شعار مي‌دهي و آرمان ترسيم مي‌کني و ...

سال تمام مي‌شود و سال تحصيلي بعد مي‌آيد و همه سراغ حيات را از تو مي‌گيرند و تو هم، همه کاسه‌ها را سر مديرمسئولي مي‌شکني که جلسه شورا نگذاشته، هماهنگي نکرده و ...

يکي از سردبيرهاي قبلي ابقا شده. يک سردبير جديد هم نيامده استعفا داده و نفر سوم هم تويي. نفر دوم را هم که سومي‌تان است، دوباره جايگزين مي‌کنند. مي‌شويد شوراي سه نفره سردبيري.

اولين جلسه را مي‌گذاريد و تقسيم کار مي‌کنيد با يک موضوع سبک! فقر. زمان‌بندي مشخص مي‌کني و به افراد اولتيماتوم مي‌دهي که تا فلان تاريخ، مطالب روي ميزِ نداشته ات باشند. سراغ کدپائيني‌ها مي‌روي تا با موازي‌سازي مطالب وارده، به غناي مجله بيفزايي و حال و هواي دانشجوييِ کمتر داشته اش را بيشتر کني. کلي برايشان فضاسازي مي‌کني. با دست پيش مي‌کشي و با پا پس مي‌زني. مي‌گويي حتماً منتظر مطلبش هستي ولي يادآور هم مي‌شوي كه "جريان حق" در طول تاريخ، به کسي نياز ندارد و اين افرادند که به اين جريان محتاجند!

هر روز و هرجا، هرکس مي‌بيندت، سراغ حيات را مي‌گيرد. انگار موقعي که وظيفه‌شناسي ديني را به اينها آموخته‌اند، فرهنگ مشارکت را ياد نداده‌اند ولي روي نظارت عمومي خيلي تأکيد کرده‌اند! به خصوص دوستانمان در واحدهاي مختلف بسيج كه بعضا با كلنگ، تونستيم يه مطلب ازشون بگيريم. بعضي هم.... بگذريم!

دفترت را بر مي‌داري و يکي يکي  مي‌نويسي که به چه کسي گفته‌اي چه مطلبي را بنويسد. چه افرادي هم قبول يا رد کرده‌اند.

شرمنده اش مي‌شوي پس از اينکه outbox موبايل بيچاره‌ات را نگاه مي‌کني. نه از خاطر پولش که گرچه اصفهاني هستي ولي پدرت مي‌دهد؛ از اين جهت که پس از اين همه پيگيري، حتي مديرمسئول و يکي از اعضاي سابق شوراي سردبيري مطلبي که قول داده‌اند را تحويل نداده‌اند.

٭ ٭ ٭

امتحانات ميان ترم را داده‌اي. تقويم را باز مي‌کني. آخرين ماه پائيز، در سرازيري است و جلوي برخي اسامي که قبلاً نوشته بودي تيک زده‌اي که تحويل داده شد. تيک دوم که براي تايپ است چند روز ديرتر مي‌خورد. توضيحات هم دارد بعضاً: اسم مستعار بخورد! سانسور نشود! خلاصه گردد! جهت تشويق، چاپ شود گرچه اولويت ندارد و ...

٭ ٭ ٭

 چند روز آخر پائيز را به کفارة گناهان، در بستر بيماري مي‌افتي تا نتواني بيشتر از 5 بار هر مطلب را بازخواني، غلط گيري، خلاصه، ترميم، بازنويسي و... کني! کافي است طراح و صفحه آرايت نيز عليرغم هماهنگي قبلي، کار را عقب اندازد. بايد دوباره دنبال کد پائيني‌ها باشي و چاپخانه اي را يكي دو هفته ديرتر ملاقات كني. دفترت را که باز مي‌کني مي‌بيني تقريباً بيش از 30 مطلب رسيده‌اند. صفحه‌هاي نشريه را روي 60 بسته‌اي و هنوز از پر و کنار، مطالبي مي‌رسد. برخي‌ها سفارش و تضمين چاپ هم دارند! آنوقت است که بايد آنها را در همين 60 صفحه جا دهي! خدا پدر کادر اجرايي را حفظ کند که قرار است زحمت چاپ و توزيع را بکشند وگرنه ...

٭ ٭٭

در هر صورت اين شماره (بخوانيد دو شماره) در حال اتمام است و ما در فکر شماره بعدي هستيم كه به فضل خدا بنا داريم قبل از عيد نوروز خدمت شما برسانيم.

     به حضور همه تئورسين‌هاي آرمان‌گرايي و واقعگرايي ديالکتيکي عرضه بداريم که حداقل بنده حقير، هنوز نيز به تمامي برنامه‌ها و آرزوهايم اميد و اطمينان دارم. کار شايد کمي (با تكيه فراوان روي كلمه كمي) ابتدايش سخت است. معتقدم انسان در "کبد" و رنج آفريده شده در حالت صلح. چه رسد ما که در جنگيم! ...

دست کساني که تشويق کردند، هُل دادند، انتقاد کردند، مطلب دادند، سراغ گرفتند، همراهي کردند، همراهي نکردند!!! همه و همه را مي‌بوسيم اگر نيتشان خير بوده. زنده باد فقط اين گروه از مخالفان من !

در پايان خواهشمندم ما را کمک کنيد که بهتر شويم و دانشجويي‌تر! اگر به اين کار معتقديد!

يا حق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:48  توسط شورای سردبیری  |